کاربرد مدیریت دانش در ارتقاء اثر بخشی پروژه های شش سیگما
دومین کنگره بین المللی شش سیگمای ناب، تهران، بهمن 1386
یاسر صمیمی؛ سید محمد جواد جلالی
چکیده
مدیریت دانش یک رویکرد نوین بوده که به بزرگترین سرمایه سازمان یعنی دانش می پردازد. شش سیگما نیز با افزایش رضایت مشتری، کاهش زمان انجام فعالیت و کاهش تعداد نقصها به سوی بهبود مستمر حرکت می کند. از آن جا که هدف کلی هر دو کسب تعالی سازمان، افزایش رقابت پذیری و کسب سود بیشتر بوده و دستاوردهای شش سیگما نیز تماما مبتنی بر دانش مناسب و جریان آن می باشند؛ خود به خود یک ارتباط منطقی بین این دو به وجود می آید. در این مقاله پس از مرور مطالعات صورت گرفته، به بررسی ارتباط مدیریت دانش و شش سیگما پرداخته شده و نهایتا استفاده از ابزارهای مدیریت دانش در بخش های متدولوژی DMAIC بیان شده است.
کلمات کلیدی
شش سیگما، مدیریت دانش
1ـ مقدمه
اهمیت نقش دانایی و خلق دانش در فعالیتهای بهبود كیفیت سازمان ها مورد تایید و اشراف صاحب نظران علوم كیفیت می باشد. "بهترین تلاشها وسعی زیاد، در صورتی كه بر مبنای دانایی بنا نشوند تنها منجر به عمیقتر شدن چاله ای كه اكنون در آن هستیم می شود".(W. Edwards Deming)
از این رو میان مدیریت دانش و مدیریت كیفیت رابطه تنگاتنگی وجود دارد. هدف هر دو خلق دانش سازمانی بیشتر برای بهبود عملكرد می باشد(Dilip Bhatt, 2000). متاسفانه علیرغم تاكید و تایید همه صاحب نظران مبحث مدیریت كیفیت بر اهمیت تبدیل سازمان ها به سازمان های دانش محور، به جز تعداد اندكی از تحقیقات دانشگاهی، مطالب زیادی در خصوص رابطه بین مدیریت كیفیت و مدیریت دانش در دسترس نیست. این کمبود در زمینه ارتباط شش سیگما و مدیریت دانش به اوج خود میرسد. بر روی ارتباط بین مدیریت دانش و شش سیگما مطالعه ای صورت نگرفته است (Adrian S. Choo, 2001)؛ در حالیکه هر دو هر چند با وجود اهداف متفاوت به عنوان راهکار های پر قدرتی برای موفقیت در کسب و کار تجارت، مکمل یکدیگر می باشند(Leavitt, 2002). اگر مدیریت دانش و شش سیگما با یکدیگر ترکیب شوند، یک استراتژی مدیریتی بسیار قوی حاصل می گردد (Sung H. Park2003). سیستم مدیریت دانش دسترسی مستقیم برای حل مسائل و مشکلات را در پروژه های شش سیگما را فراهم می کند (Kevin D. Barber, Munnive-Hernandez, 2007) همچنین که هر کدام زمینه رشد و قدرتمند شدن دیگری را فراهم می کنند (Leavitt, 2002).
تبلیغات